تبليغاتX
نـوربـاران

.

صاحـب مــا تـوئی...
کنارمان ایستاد. به اطراف نگاهی انداخت و به ما. گفت: داداش یه جایی هم به ما بدید. یک جایی کنارمون براش باز کردیم. ۳۰ سال رو داشت. صورت آنکارد و سبیل براق. گفت از بوشهر تا اینجا، برای همین اومدم. به خدا قسم! نیم ساعت بعد ۲ نفر دیگر از آمل، پشت سرمان، میان صفوف نشستند! تا پیش از شروع خطبه ها، میان صفوف هم به سختی جایی برای نشستن پیدا می کردی. نفهمیدیم چطور آن فاصله ی زمانی گذشت. ۹ صبح تا ظهر جمعه ۲۹ خرداد ۸۸.

سعی کردم دوباره تحلیل آبکی نکنم؛     سخن از علم سماوات چه میرانی /  ایکه نشناخته‌ای باختر از خاور  (پروین)
همه ما در طول آن خطبه های طولانی، تمامی حالات احساسی ممکن را پشت سر گذاشتیم. خنده و گریه و بهت و اطمینان قلبی و خرسندی و ناراحتی و بیم و امید. به خصوص فکر می کنم تا پیش از سخنرانی، بیمناکی در ذهن همگان نقش پررنگ تری داشت؛ آیا تصورات و تحلیل های هفته گذشته آنها با نظرات رهبر انقلاب یکی بوده است؟

و نتیجه ی آن بسیار قیمتی شد. به واقع جمع بندی حضرت آقا به گونه ای برای مؤمنین و منصفین رقم زده شد که غیر از اطمینان به بیشتر حدس هایشان، حتی از بعضی تحلیل های غلط و توجیهات سستِ خود حداقل برای مدتی کوتاه آمدند و دل به قلب ولی خود سپردند. حقیقتاً بیم آنها، جای خود را به هیجان و امید داد.

رهبر عزیز ما خطبه نخست را با آیه ای از قرآن کریم پیرامون التزام آرامش و سکینه الهی در حوادث اجتماعی آغاز و با هشدار «عدم غفلت از خدا به سبب هیجانهای سیاسی» به پایان رسانید.

در خطبه دوم همه شنیدیم که انسان دست مبارک ولی عصر (عج) را پشت سر حوادثی با این عظمت می بیند! و نیز در توصیف عظمت حماسه مردم در انتخابات، مبالغه، زیاده روی نیست! و هم اینکه از بین بردن بزرگترین سرمایه جمهوری اسلامی که اعتماد مردم است، قابل قیاس با خسارت های خیابانی نیست!

ایشان رقابت را درون نظام و بین عناصر نظام و متعلق به نظام تعریف کردند و نه چیزی دیگر. از اصل مناظرات دفاع و ابراز خرسندی کردند. در مورد تندروی ها و عیب های کاندیدا ها نیز به صحبت پرداختند. از نام بردن اشخاص و اتهام های ثابت نشده و رسانه ای کردن آن و کم رنگ جلوه دادن خدمات دولت ها در ۳۰ سال انقلاب توسط آقای احمدی نژاد و برخی هواداران تا سیاه نمایی افراطی وضع موجود و اتهماتی خجالت آور چون دروغگویی و خرافه گویی نسبت به شخص رئیس جمهور و جعل کارنامه، توسط کاندیداهای دیگر و یا برخی از هوادارانشان. البته میزان کمیت و کیفیت اشتباهات و عیوب دو طرف به طور قطع یکسان نیست و هر منصفیی می تواند این را تشخیص دهد.

مسئله ای که من در همان شب مناظره آقایونِ دکتر و مهندس نگران آن شدم، همین خرج شدن رهبری در حمایت از آبروهای رفته بود و همین هم شد. حمایت آقا از سابقه آقای هاشمی پیش از انقلاب تا حالا و صحه بر عدم اندوخته مالی وی از انقلاب، تاوان قسمت حساب نشده ای از افشاگری آقای احمدی نژاد بود. هر چند جمله «نظر آقای رئیس جمهور به نظر بنده نزدیک تر است» در قیاس با آقای هاشمی و جمله «به آقای رئیس جمهور هم تذکر دادم، چون می دانستم ایشان ترتیب اثر می دهند» نیز قابل تأمل است. البته کسی نگفت که اتهامات و نسبت های داده شده، دروغ بوده یا نبوده است، بلکه سخن از عدم اثبات و رسانه ای شدن و بخصوص به نظرم مهمتر از همه ایجاد توهماتی پیرامون آن اتهمات بوده است. ضمناً نامه سرگشاده آقای هاشمی به رهبر که بهانه را برای بعضی اشخاص و تحرکات خیابانی باز کرد، نباید از یاد برد!

بخش زیادی از ادامه سخنرانی، به روند اشتباه و غیرقانونی آقای موسوی و یا هوادارانشان و هم چنین ادعای ایشان مبنی بر ابطال انتخابات پرداخته شد. مثل: «اشاره کردم که از ابتدای فروردین دائماً در گوش ها می خواندند که بناست در انتخابات تقلب بشود!». «جمهوری اسلامی، اهل خیانات در آرا نیست.». «بنده زیر بار بدعت های غیرقانونی نخواهم رفت.». «امروز اگر چهارچوب های قانونی شکسته شود...». «دستهای دشمن را ببینید!». «تن دادن به مطالبات غیرقانونی، زیر فشار، خود این شروع دیکتاتوری است.». «راه قانون باز است... و اگر کسانی بخواهند راه دیگری را انتخاب کنند، آنوقت بنده دوباره خواهم آمد و با مردم صریحتر از این صحبت خواهم کرد!»

در مورد حرف و حدیث پیرامون انقلاب مخملی و این حرفا گفتند: خیال کردند ایران هم گرجستان است!
در آخر باز هم از پدرسوختگی دشمنانمون به سرکردگی آمریکای جنایتکار گفتند و نقابی که از چهره  دیپلماتیک خود برداشتند و از آشوبگران به اسم مردم حمایت و ابراز نگرانی کرده بودند! و باز هم مشت محکمی از جانب رهبر و ملت به دهان آمریکا.

استغاثه پایانی رهبر عزیزمون که خطاب به حضرت ولی عصر (اروحنا فداه) بود، قلب همه مؤمنان را شکست و همه را به یاد واقعه تلخ و ننگین ۱۸ تیر انداخت تا شاید بعضی شرم و حیا کنند، هر چند که آقای موسوی روز شنبه، فردای همان روز، با ارسال پیامی به عموم، از مواضع غیر منطقی خود کوتاه نیامده و به اتهامات خود مبنی بر امری فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته!! به ملت تکیه می کند و در روزهای شنبه و یکشنبه، جنایاتی بسیار فراتر از ۱۸ تیر را می بینیم.

در پایان لازم است بگویم که اگر همه ما که طرفدار نامزدی بودیم، اشتباهات کم و زیاد وی را بپذیریم و بعد از بیانات رهبر معظم به توجیه و تفسیر شخصی آن برنیاییم و شخص رئیس جمهور را به عنوان سرباز ولی فقیه بخواهیم نه اینکه نزدیکی ایشان به رهبر، توجیه و سرپوشی برای تأیید همه کارهای وی گردد، هم به خود و هم به نامزدمان کمک کرده ایم و هم دیگران نمی توانند همان عیوب را با سیاه نمایی در چشم ما بزرگتر جلوه بدهند.

ولی بازم آخرش از خودمون تحلیل در کردیماااا... آدم نمی شیم.    یا علی

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 4:31  توسط حسن  |