من هم نامه ای به او نوشتم. با اشک و آه، با عرق شرمنده گی و احساس حقارت. نوشتم ولی نتوانستم تمام کنم. امین روح مرا برده خودش کرد. کاش می دانستم قبرش کجاست. کاش عکسش را می دیدم. من نون گندم نخوردم ولی کم هم دست مردم ندیدم. خیلی جهان دیده هم نیستم ولی با یقین می گویم که جلوه ای از شهدای انقلاب و جنگمان در این جهان زیباتر ندیدم.
احساساتتان را در اینحا به اشتراک بگذارید. حتما می بیند!
قمیها، حتماً و دیگران شاید کتاب هایش را دیده باشند؛ نویسنده: عین صاد. هیچ وقت سؤال نکردم و هیچ وقت کتابی را با این نام باز نکردم. ما قمی ها اشباع شده ایم؛ پس این عکس العمل بی تفاوتی را می توان به راحتی رد نکرد. خیلی اتفاقی یک چند تایی صوت سخنرانی هایش به دستم رسید. اولی اش را که گوش کردم، بقیه را هم ادامه دادم. بعدها که درموردش پرسیدم، خیلی تعجب کردم که این چنین افرادی با مقام علمی و بخصوص درک بالای معارف چگونه اینقدر گمنام هستند؟ خیلی از علما سال ها زحمت می کشند که بار امانت دین را به مردم انتقال بدهند و این خود ارزشمند است ولی بعضی ها که تعدادشان خیلی هم نیست، در پاسخ أفلا یتدبرون و أفلا یعقلون بی جواب نمی مانند. یعنی یه جورایی متفکراند و ذهن باز و منوری دارند. استاد علی صفائی حائری که 9 سال پیش به رحمت خدا پیوست، از همین دسته است. آدم عجیبی است و واقعاً از نوابغ روحانیت بودند و چون مشک آن نیست که عطار بگوید و العاقل یکفی بالاشاره، از دستش ندهید.

----------------------------------------
خب این پست شاید برای ایام نوروز بی ربط باشه ولی خب چیز خاصی به ذهنم نرسید. ایام نوروز رو هم به خاطر خونی که همین الان از زن و بچه و پیر و جوون مسلمانان بیخ گوشمون داره می ریزه، تبریک نمی گویم. انشاالله به زودی ریشه صعودی و وهابیت برای همیشه خشکیده بشه که دست صهیونیست ها را گاهی از پشت می بندند. سال 90، انشالله سال ظهور آقا...